احمدی نژاد….،خاتمی….،میرحسین و….
به هر حال این روزها جو انتخاباتو صحبتهای انتخاباتی و …بالا گرفته دوباره…
به نظر من این اسمها اگه بی طرف و بدون پیش زمینه وبی حب و بغض بهشون نگاه کنیم، نه تنها هیچ کدوم افراد بدی نیستند، بلکه در مجموع دوست داشتنی هم هستند.
اما بذارین بحثمو با یک سوال آغاز کنم؟فکر می کنین دکتر احمدی نژاد یک شخص یا نماینده یک جریان سیاسی یا خط فکری خاص بود که 4سال پیش پاشد و در مقابل هاشمی رفسنجانی قد علم کرد و همین جوری الله بختکی، ملت هم بهش رای دادنو هاشمیو با این همه سوابقو تشکیلاتو امکانات کنار گذاشتن و این شخص ناشناخته رو به بالا ترین سطح اجرایی کشور رسوندن…!!!؟؟فکر می کنین کارها تو این مملکت این جوری پیش میره..!؟
یا سال 76که آقای خاتمی بر خلاف نظر و اراده غالب دست اندر کاران نظام آن در صد رای بالا را آورد، فکر میکنین همینطوری بود که شخصی نسبتا گمنام اومد و شد اسطوره اصلاح طلبی تو این مملکت …!؟؟یعنی مسیراز کتابخانه ملی تا کرسی ریاست جمهوری این فدر کشکی طی شد؟
بذارین سوالو شفافترش کنم…،فکرمی کنین این، اشخاص هستند که امور را اداره می کنند…!!؟؟
به نظر من این اشخاص واقعا کاره ای نیستن…!یعنی ببینید هیچ شخص یا طیف سیاسی خاص بدون داشتن قدرت نمی تونه کاریو پیش ببره.من فکر می کنم وقتی ما به یک ایستگاه انتخاب میرسیم بهتره بیشتر از اینکه رو شخص و شخصیت کاندیداها زوم کنیم سعی کنیم لایه های پایینتر سیاست، اونجایی که کانونهای قدرت بازی گردان هستند رو موشکافی کنیم.
باید ببینیم با چه طیفهای دارای قدرتی طرفیم!قدرتشون از چه جنسیه؟ هدفشون،منظور و مقصدشون چیه…؟چه آرمانی دارن؟روششون چیه و از چه راهی میخوان به اهدافشون برسن و…!
ببینین تاریخ معاصر ما که به نظر من از جنگهای ایرانو روسیه تزاری آغاز میشه…به ما نشون میده تو ایستگاهها و گردنه های مختلف تاریخی، هرجا ملت میخواسته حرکت رو به جلویی داشته باشه همیشه این بیگانه بوده که به نحوی کوشش و اراده و خواست ملت مارو بی نتیجه گذاشته و همه زحمتهارو به باد داده…منباب مرور نگاه کنین بعد از جنگهای ایرانو روس در1257،سه دهه بعدش جنگ با انگلیسو جدایی هرات، جنبش تنباکو، مشروطه خواهیو انقلاب مشروطه، کودتای انگلیسی-رضا خانیو مشروطه در قهقهرا، جنگهای جهانی و نتایج اسفباراشغالگری بیگانگان واسه ملت ما، ملی گرایی و ملی شدن نفت، کودتای 28 مرداد، ربع قرن امریکایی واسه ملت (ساواک) و….
ببینین همه جا ملت دو دشمن عمده داشته قدرتهای سلطه گر خارجی ، سیاسیون و صاحب منسبان نالایق داخلی.
اینها هزینه های تاریخی ملت ما بوده تا این جا و در مقابلش واقعا ملت دریافت کمی داشته…ملتی رنج کشیده که امروز حاصل تمام هزینه های تاریخیش شده این انقلاب اسلامی.ملتی که واسه همین انقلاب هم هزینه هایی بس گزاف پرداخته که یکیش همین جنگ 8ساله بوده که از بزرگترین جنگهای قرن گذشته بود که به حق باید اونو قرن جنگ نامید.چرا که خانمان براندازترین جنگهای تاریخ بشرو به خودش دید.
اینارو گفتم که شاید به این نتیجه برسم که اگرچه امروزنارضایتی قابل درک و لمسی تو نسل ما-متولدین دهه 60-از شرایط امروز وجود داشته باشه، شاید اساسی ترین وبنیادی ترین انتقادهارو به این نظام و انقلاب داشته باشیم چرا که هر جا کاری لنگ میزد و هر جا نا کار آمدی بود ،هرجا سوءمدیریتی بود راحتترین کار هزینه کردن از نسل ما بوده ونسل ما بیشترین بارو فشار ناکارآمدی رستمهای از جنگ برگشته و ساواک وصدام دیده رومتحمل شده و هر چی بدی از دنیا دیده بودن شاید تلافیشو سر ما در آوردنو دارن میارن و شاید حتی هیچ وقت به فکر نوشدارو هم نیفتن.اما صحبتم بیشتر با سهرابهاست که ببینن وقتی تاریخو نگاه میکنیم میبینیم قدرنهای سلطه گر همیشه با ملت ما دشمنی کردن، نه مثلا فقط تو این زمانو و فقط با این نظام…تو این چند قرن گذشته دشمنیشونو پنهون هم نکردن…هر جا می طلبید، ضربشونو به ما زدن.
این انقلاب به نظر من از فساد سیاسی،اقتصادی و اخلاقی گذشته واقعا کم نکرد.به هر حال با آهنگ پیشرفت رژیم گذشته شاید امروز ما اگر یک کره
نوبی نمی شدیم اما حداقل از اعراب خلیج نشین امروزی در زمینه اقتصاد و مدیریتو بانکداریوو…همچنان یه سرو گردن بالاتر بودیم.چیزی که این انقلاب به ما داد ومن اونو شاسی قدرت میخونم همین توان ایستادگی در مقابل قدرتهای سلطه گر عمدتا غربی و ایجاد یک شبه هژمون منطقه ای ویک دکترین نظامی کار آمده.
همین اعراب مثال خوبی واسه روشن شدن مطلبن.اعراب امروز با ثروت ناشی از فروش نفت و مدیریتوقابلیتهای اقتصادی غربیها واین اواخر سیاستهای عمدتا صلح طلبانشون در رابطه با اسرائیل، امروز اقتصادهایی پویا دارن، تو دنیا مطلوبیت و مقبولیت سیاسی دارن، تو حداقل یکی دو دهه گذشته هم همیشه در صدرجدول وارکنندگان سلاحهای پیشرفته هم بودند.اما حالا من از شما می پرسم آیا این کشورها قدرتمندند؟
در یک کلام نه…!!چون وابسته اند! قدرت نمایی در مقابل کشور های افریقایی و بعضی از کشورهای جنوب اسیا وامریکای لاتین که معنی نداره.بلکه اونجایی که شما بتونین در مقابل کانونهای قدرت جهانی بایستین و استقلال رای داشته باشین ومنافع ملیتونو تامین کنین کشوری قوی هستین.پارامترهای بالا اگه نتونن تبدیل به اقتدار در تصمیمگیری بشن، قدرت واقعی به حساب نمیان. این کشورها بعد از گذشت چند دهه نمونه هایی دسته چندم ار شاه مخلوع ایرانو تداعی میکنند.
اما انقلاب ما…!! اونطور که من ازش فهمیدم، قرار بوده اخلاقیات و معنویاتو درروابط انسانی، مخصوصادر سیاست و معادلات قدرت پررنگتر کنه! این انقلابی بوده به نام آزادی، در جهت ظلم ستیزی و عدل محوری! آرمانهاشو از اسلام شیعی گرفته.چیزی که اسلام ناب نامیده شد.نگاهی سرخ به شهادت و قیام اباعبدالله توام با نگاهی سبز به انتظارومنجی آخرالزمان حضرت ولی عصر داشته.دشمنیش با کانونهای سلطه گر پیوندی بنیادی داشته با تقابل با صهیونیزم، حلقه اتصال سلطه گران و مرام چند صد ساله استعمارگران.
اما امروز، در آغاز دهه چهارم انقلاب همه چیز حکایت از انحراف میده!اخلاقیات در بستر جامعه کمرنگه!در بین سیاسیون وضع بهتر که هرگز بسی بدتره! نسل سوم این انقلاب واسه جهاد اکبرش روشهای عجیبی داره که خب، چندان معنوی نیست! جهاد اکبر واسه سیاسیون اصلا وجود خارجی نداره!
آزادی…آزادی…!؟حتی شخصی ترین و خصوصی ترین مسائل شهروندان نظام اسلامی میتونه دستمایه مناسبی واسه بازیهای سیاسی باشه..!نظامی که میخواد الگوی زندگی و کشورداری باشه تو دنیا برای اینکه به شهرونداش بگه چی بپوشن و چی نپوشن به نیروی انتظامی متوسل میشه و رفتاری میکنه با جوونها که میشه اسمشو گذاشت طالبان ایرانی! فکرشو بکنین حزب الله بخواد تو لبنان یه همچین کاری بکنه…!!چه محبوبیتی پیدا بکنه بین توده های آزاده و آزاداندیش جهان!!خدا به این ملت صبر بده!
عدالت هم قصه جالبی داره…یه جایی شنیدم در حالی 90-95% تعداد سپرده های بانکهای ایران زیر 10 میلیون تومنه که تقریبا همین درصد از سرمایه موجود بانکها متعلق به سپرده های بالای 10 میلیونی این بانکهاست…!!
حتی اگه عین واقعیت هم نباشه، اما یه کم به فکر میندازه منو…!!
مراسم مذهبی ومذهب تو مملکت هر روز شباهت بیشتری به فستیوال و شو و نمایش پیدا میکنه! و البته این ظاهر سازی قابل پیش بینی و نه چندان دور از ذهن بوده است! اگر ملت از لحاظ اعتقادو ایمان وخدا پیغمبر آزاد ومختار باشند بصورت طبیعی در سطوح و درجات مختلفی قرار میگرند! اما وقتی درجات خاصی از ایمان برای شما مطلوبیتهای کاری، شغلی،اجتماعی ،اقتصادی،ورزشی،پزشکی و….بوجود میاره، خب اینجاست که عقلا بازیگران خوبی هم بشوند…آنجا که ما بهترین، کارآمدترین ونخبه ترین متخصصینمونو به بهانه عدم التزام عملی به اسلام، عدم اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه، و عدم صلاحیت وتعهد و… طرد می کنیم، اونجایی که داشتن ریش، سوابق سپاهی- جنگی، و یه سری ملاکهای دیگه که کاملا قابل ظاهر سازینو جایگزین می کنیم، نباید منتظر تبعاتش باشیم..!؟فکر می کنین یکی از اولین چیزهایی که بعد از ملت و سرنوشتشون آسیب میبینه، چی باشه؟ به نظر من همون اعتقاد و ایمان قلبی که منشا یک سری اخلاقیات و سلوک مترقیاته است، جزء اولین چیزهایی که توسط این روش به تاراج میره…! همون چیزی که ازش به عنوان شخصیت حقیقی نظام یاد شده، حدااقل بعد از 2 دهه اخیر، امروز در مرزهای انقراض قدم میزنه.
آقایونی که اعتقاد دارن فقط عرق مذهبی بوده که انقلاب کرده، منشا اثره وبه درد بخوره و میهن پرستی
مردمخواهی، نوعدوستی و انسانیت و…یا به تنهایی کافی نیستن یا ملاکهایی دست چندمن و هر کی تو این مملکت کاری کرده آدمی مذهبی بوده و هیچ خیانتی از هیچ خشکه مذهبی تو تاریخ این مملکت سر نزده…،حتی اگر این فرضو بالاجبار بپذیریم، هیچ فکر کردن اون مذهبو دینو ایمونو حجابی که با ساواک درگیر شد، حسن ظن تمام ملتو جلب کرد، انقلاب کرد، 8 سال مقابل تمام دنیای زر و زور و سگ وحشیشون، صدام حسین، ایستاد و…،اسلامو ایمانو حجاب باتومو ضرب شتمو بازداشتو تامین امنیت اجتماعیو…در یک کلام، این اسلام نابی که ارائه دادین نبود..!!؟ اون اسلامو ایمان، اختیاری و انتخاب شده بود، نه تحمیلیو زوری…اون اسلام بر قلبها حکومت می کرد نه بر توده های ناراضی…! اونجا خبط و خطا گناه بود نه جرم…! اون وقتها اون اسلام قانون خدا بود، نه قانون خداوندگاران نالایقو بیسوادو بی کفایتو خائن…!!؟
میگن استعمار انگلیس بعد از قریب سه قرن حضور در خاورمیانه به این نتیجه رسید که اعراب را سیر باید نگه
داشت، ایرانیان را گرسنه. امروز ارکان حکومت سعودی را بر سه اصل میدانند: حکومت پلیسی، دلارهای نفتی،سکس. جالب اینه که آنچه اسلام ناب خوانده میشه چقدر مشابه رفتار میکنه، فقط در دو مورد آخر توصیه های استعماری رو رعایت میکنه.
بعد از جنگ تحمیلی ودر دوره سازندگی ، با استفاده از شرایط خاص سازندگی و اولین گذار ولایت مطلقه فقیه شرایط برای عده ای از مدیران عمده نظام بگونه ای پیش رفت که اولین نطفه های نسل رانتخوار بعد از انقلاب ایران در آن شرایط بسته شد! بعد از مدتی که آقایون شناخته تر شدند، برای اعمال قدرت، هماهنگ رفتار میکردند، چیزی که مافیای قدرت و ثروت خوانده شد.از قدرت رسمی و قانونی به قدرت غیر رسمی اما واقعی ناشی از انباشت ثروتهای کلان و در اختیار گرفتن بنگاههای بزرگ تولید ثروت کشور…!
از آن سالها بود که کم کمُ سازنده و آبادگر، اصولگرا و اصلاح طلب ، چپو راست،و…از هم جدا شدند و به هزینه ملت و البته برای رضای خدا دعوا مرافعات سیاسی و اقتصادیو فرهنگیو…راه انداختند! قدرت در یک طرف بیشتر نظامی-اطلاعاتی بود و در سمت دیگر اقتصادی!
ببینین مثلا تو 8سال خاتمی فشاری که بهش وارد شد از چه جنسی بود؟ هر 9روز یه بحران، قتلهای زنجیره ای، بستن روزنامه ها و کوی دانشگاه و ترور آقاجری و غائله هایی مثل قضیه گنجی…،و حالا تو این 4 سال احمدی نژاد فشار هایی که بهش وارد شد عمدتا از جنس گرونی تخم مرغو گوجه و ماشین و مسکن و تورمو…این جور چیزها بود! اگر کسی تو یه مملکت بیشتر ثروت موجود اونجارو داشته باشه میتونه تعیین کنه ملت چی بپوشن، چی بخورن، چه ماشینی با چه قیمتی سوار شن، قیمت مسکن چقدر باشه و…که خب اگه اینها چندان با کیفیت نباشه ملت شاکی گشته و خب همه چیو هم زیر سر دولت خواهند دید. به نظر من مشکلاتی که هر طیف باهاش درگیر شدن، یه جورایی جنس و کیفیت قدرت مقابلشونو هم میرسونه.
هر دو طرف خواسته های مردمو میدونن.کشوری مقتدر و با صلابت در عرصه دنیا، دوست ملتها و دشمن زورگویان، با مردمی فعال، تلاشگرو غنی، با قوانینی انسانی و کارشناسانه، بدون فساد سیاسی،اقتصادی و اخلاقی.و در عین حال بجای شعار آزادی، با شعور و آزاد! پیشرفت و توسعه در خور پتانسیلهاشو داشته باشه. بجای اینکه فقط پول نفتو خرج کنه، رو اراده و قابلیتها و تخصص نیروی انسانی کارآمد و متخصصش بنا بشه!نه بر نا آگاهی، فقر و اسارت توده ها…!
شرایط نامساعد نسل ما در حال حاضر اما برای هر دو طیف موهبتی است!
ببینید دکترین نظامی که حزب الله از دل آن بیرون میاد، نمیگم تو اروپا یا امریکای شمالی، اما تو ایران جواب میده یا مثلا تو ترکیه؟تو جامعه ای با میانگین سنی بالا،ثروتمند،رفاهزده، ومحافظه کار سربازگیری راحتتره یا تو جامعه ای جوان، فقیر، از لحاظ جنسی سرخورده و به وقت مقتضی ناموس پرست، میهن پرست و به قولی شهادت طلب…!!!؟؟دکترین نظامی ما مبتی بر نیروی پیاده است و تکنولوژی توام با ژئو پلتیک بیشتر حکم بازدارندگی داره! و در نظر بگیرید که آمادگی نظامی همیشه هزینه های سرسام آوری می طلبه.فکر می کنین هزینه نظامی مملکت ما چقدر باشه؟ نمی دونم! چون به هر حال طبقه بندی شده است. اما با برآوردهایی که از سازمان های عریضو طویلی مثل سپاه و ارتشو نیروهای مسلح ایران انجام شده قابل تصوره که این بودجه میتونه هر مبلغی از 25 تا 50 درصد بودجه عمومی کشورو بخودش اختصاص بده. بودجه نظامی ایران هر چه قدر که باشه، محرمانه است. و در مقابل ما میتونیم هر چند وقت یک بار ا
ز شنیدن اخبار و آمار پیشرفتهای نظامی کشورمون لذت ببریم! و یادمون بره که کار نداریم،به خونه و ازدواجو ماشینو سفر و تفریحو این چیزها فکرم نباید بکنیم! بصورت روزمره تو این مملکت گل و سنبل تحقیر شدیم! و…که البته اینها واسه کساییه که وضعشون بهتره…!فکر می کنین جوونهای عمدتا حاشیه نشین کشور، اگه مثلا معتاد بشن دیگه احتیاجی به تحصیل، کار، ازدواج،خونه و…خواهند داشت!؟ درسته که اینجوری این جوونها به اصطلاح از دست میرن، اما شما فکر میکنین ما تو این مملکت کمبود سرباز…اااه ه…ببخشید، کمبود جوون داریم؟ تازه اینجوری نه تنها کلی تو هزینه ها صرفه جویی شده، بلکه با رونق بازار مواد مخدر کلی هم درآمد زایی کردیم.میدونین که چه درآمدی داره..!!؟؟راستی شنیدین میگن از داخل نظام هم کسانی در زمینه قاچاق مواد مخدر دستی بر آتش دارن..!!؟؟من که باور نمی کنم…،شما چطور!!؟؟
البته بهش فکر می کنم، چون وقتی یه عده تو مملکت با دزدی و پول ملت شدن ولی نعمت همه و امروز موجودیتشون هم وابسته به قدرت اقتصادیشونه، خب اینم یه خیانت دیگه میشه، بدتر از قبلش نیست که…!
مشکل قویتر شدن مملکت نیست، بلکه اینه که این قدرت چقدر در خدمت ملته و چقدر نگاهش به فرزندان این کشور ابزاریه!
طیف گل و سنبل حاکمیت…اینهایی که بیشتر دنبال آزادیهای مدنی و سیاسی واجتماعیو کلا حال دادن به این جوونهای خسته از بی مهریهای(بخونین مهرورزی) نظامند…!!یک سوال از شما می پرسم! چطور می توان در ایران در دو انتخابات 45 میلیون رای جمع کرد..!!؟؟ جواب با شعار آزادی ااه ه مگه میشه !؟؟
این آزادی چطوری این همه رای جمع میکنه…!!؟؟جواب: اونجایی که شما حتی واسه نحوه لباس پوشیدن، صحبت با جنس مخالف، موسیقی گوش دادن و… باید از جون مایه گذاشته بجنگید، و.. این شعار می تواند این قدر جذاب باشد که حتی بیشتر از اینها هم رای بیاورد.
اگر این افسانه را بپذیریم که تو این مملکت بعضیها با دزدیدن پول مردم صاحب قدرت و ثروت شدندو…حالا شاید دنبال بقیه چیزهای باقی مونده اند، میشه پذیرفت جامعه ای که این جوری درگیره فرمت مناسبتری واسه این منظورهم هست!با یه سری شعارو ایجاد یه سری توهم برای عمدتا جوونهاش میشه کلی رای جمع کرد و همزمان از این همه درگیری و مشغولیت مردم استفاده کردودر پشت صحنه به کارها رسیدگی کرد.
صحبتم زیاد طولانی شد…فقط میخواستم بگم گول لبخندها، شعار ها و تبلیغاتو نخوریم…،تو مملکتی زندگی می کنیم که امروز دو طیف اصلی قدرت داره، واسه یکیشون جوونها فرق چندانی با شهاب3 و صاعقه ورعد و ذوالفقارو میثاقو…ندارن.والبته توهم تقدس یا تقدس موهومی که ازش دم میزنن هم مهمترین برگ برندشونه، تقدسی از جنس تقدس فراعنه(فزندان خدا) یا تقدس پاپها و کشیشها و کلیسا. واسه اونوریها جوانها منابع سرشار رای هستند…فقط کافیه یه نگاهی به نمونه های مترقی ترشون در کشورهای باز و آزادو مدرن دنیا بندازین تا بفهمین سکس و فوتبال وبقیه تفریحات وبه اصطلاح نمادهای آزادیهای شخصی و اجتماعی دراین کشورها در واقع و بیشتر در خدمت چه کسانی قرار داره و کیا نفع اصلیو ازش می برن، تا بفهمین آزادیهای مدنی که ازش دم زده میشه ، گرچه شاید جذابه اما یقینا قدرتی که این شعارهارو میده عاشق چشم و ابروی جوونها نیست.بلکه این شعار فریبنده هم برگ برنده اصلی واسه این طیفه که خب آزادی ای که بخواد این جوری به توده داده بشه اما در عوض آزادتر شدن دست خائنینو هم در پی داشته باشه، در واقع آزادی نبوده بلکه اون هم موهومه…
میبینین که شعار هاشونم با هم تقابل بنیادین دارن.
این دوره به نظر من احمدی نژاد رای میاره، اما چه بهتر با کمترین آرا و درصد مشارکت می بود تا نشان دهنده نه ملت به شرایط جاری می بود…اما با تهییج ناشی از حضور رقبای احمدی نژاد این قضیه خیلی بعیده…به هر حال من به موسوی نمی تونم رای بدم ، وقتی میبینم بچه های هاشمی رفسنجانی دورشو گرفتن، وقتی میبینم خاتمی پشتشه که 8 سال حضورش فقط با بررسی وضعیت مسکن در اول و آخر اون 8 سال وبلایی که بر سر مردم آورد(فقط ببینین اخلال در بازار مسکن چه بلایی بر سر بزرگترین اقتصاد دنیا،آمریکا آورد تا این حرف واستون روشن شه) برای من زیر سواله، و مطمئن باشین اگه در بسیاری از موارد دیگه هم اینقدر راحت زیر سوال نمی رفت الان باید مدعی اصلی انتخابات دهم می بود.
کروبی و دور بریهاش، شاید بشه گفت همون جناحی از اصلاح طلبها که راهشونو از خاتمی جدا کردن
و شعار عبور از خاتمیو هم سر دادن، به نظر من امروز به صابان قدرت وثروت خیلی نزدیکترند.
اگه رای آوردن احمدی نژاد واقعا باعث استهلاک این طیف میشه امیدوارم رای بیاره.اما با کمترین رای و کمترین درصد تا رای آوردنش دلیل تایید روشها و یا گفتمانی که سنگشو به سینه میزنه و امروز ناکارآمدیش همه جوره به رخ کشیده میشه و ملت به اندازه کافی هزینه شو داده نباشه !
این گفتمان کم خطر تره، چون بصورت طبیعی در حال از دست دادن وجهه بین نسل جوانه! در واقع دشمنان این تیپ فریبنده تر و خطرناک ترن! چون رو نقطه ضعفهای نسل جوان ما کار می کنند.و در حال حاضردر نقطه ای هم هستن که اگر مجال و فرصتی پیدا کنن، از دستش ندن و موازنه بالانسو طوری به نفع خودشون و ضرر ملت بهم بزنن که دیگه دشمنشون هم قدرتی برای مقابله در برابرشون نداشته باشه!
طیف احمدی نژاد برای قدرتشون به مردم احتیاج دارن، اما طیف قدرت ثروت فقط واسه روی کار آمدن،اونها روش بدی دارن واسه هدفهای آرمانی اما تیپ قدرت ثروت روشهاشون بهتره و اهدافشون احترام برانگیز نیست! امید هست که طیف احمدی نژاد بالاخره روزی به خواسته های ملت احترام بذاره، اما امیدی نیست پولها و امکاناتی که طیف قدرت ثروت از ملت دزدیدنو هرگز پس بدن!
و در مجموع هیچ یک از دو طیف توانایی و شایستگی جبران لطمات و زحمات و محنتهایی که به خاطر اشتباهات، ناکارآمدیها، بی هنری ها، بی انصافیهاو… در حق این ملت تاریخ ساز کردنو ندارن…!بالاخره روزی ملت در مورد هر دو تصمیم خواهند گرفت و یقینا هر قدمی که در راه جبران گذشته بر داشته شود در آن روز نادیده گرفته نمی شود…